X
تبلیغات
استاد محمود محمودی خوانساری - زندگی نامه
 
 
 
همه چیز درباره ی زنده یاد محمودی خوانساری
 
Wellcome To Mahmoud Mahmoudi Khansari's Site

استاد محمود محمودی خوانساری

محمود محمودی خوانساری به سال 1313 هجری شمسی در شهر زیبا و سرسبز خوانسار در خانواده ای متقی دیده به جهان گشود.پدرش حجت الاسلام آقا سید جمال الدین محمودی که از مقبولیت و احترام بسزائی در میان قاطبه ی اهالی خوانسار برخوردار بود,از همان اوان کودکی محمود به وی توجه خاصی مبذول می داشت,زیرا عمیقا به طبع حساس فرزندش پی برده بود.به همین لحاظ محمود را زیر نظر گرفته و در فرصت هائی که به دست می آورد فرزند دلبندش را با اصول مقدماتی فقه و عربی و آثار ادبا و شاعرانی نظیر:سعدی,حافظ,مولانا و غیره آشنا می نمود.صوت دلنشین محمود در همان دوران خردسالگی همگان را به تحسین و اعجاب وامیداشت و او که راه خود را شناخته بود با اشتیاق زائدالوصفی به آواز خوانندگانی مانند:طاهر زاده,ادیب خوانساری  و تاج اصفهانی گوش فرا می داد و با استفاده از هوش سرشار و استعداد خدادادش از صدای این بزرگان بهره می گرفت,مضافا این که در سال 1325 با احداث کارخانه ی برق در شهر خوانسار امکان به کارگیری از رادیو در سطح گسترده تری برای مردم فراهم گردید و محمود با شنیدن آوای هنرمندان مورد علاقه اش همه چیز را به فراموشی می سپرد.

در سال 1326 پدرش به طور ناگهانی رخت از این جهان بربست و فقدان پدر ضربه ی سختی به روح حساس محمود وارد ساخت و از طرفی او چون محیط خوانسار را برای پرورش اعتلای استعداد بی کران خود محدود می دید,مدت زمان کوتاهی پس از درگذشت پدر به تهران عزیمت و در مدرسه ی ادیب به ادامه ی تحصیل پرداخت و ضمن آن از هر فرصتی به منظور فراگیری ردیف ها و گوشه های موسیقی ایرانی استفاده می کرد و در این راستا به تدریج پایش به مفاحل هنری گشوده شد و با هنرمندانی فراخور سن و موقعیت آن زمان خویش آشنا گردید.

در سال 1335 استاد ابوالحسن صبا در محفلی با صدای محمودی خوانساری آشنائی حاصل نمود و به مصداق قدر زر زرگر شناسد,این ابر مرد موسیقی اصیل ایرانی,صوت محمودی را بسیار گرم و با اصالت یافت و به نامبرده علاقمند گردید و از وی دعوت نمود تا نسبت به تکمیل ردیف های موسیقی و گوشه های مختلف و متنوع هنر آواز زیر نظر وی به کار بپردازد و به تصدیق کسانی که ناظر و مطلع بر دیدارهای بعدی استاد ابوالحسن صبا و محمودی خوانساری بوده اند,استاد صبا به دلیل شناخت صحیحی که از نجابت و شخصیت و نیز آینده ی محمودی به دست آورده بود در کار تعلیم وی اصرار و علاقمندی زیادی نشان می داده است لکن متاسفانه به علت درگذشت استاد صبا این ارتباط دیری نپائید و محمودی خوانساری در سال 1337 تهران را به قصد شیراز ترک و در آنجا با رادیو شیراز به همکاری پرداخت.استاد محمود محمودی خوانساری علاوه بر اجرای برنامه,سرپرستی موسیقی اصیل رادیو مذکور را نیز به عهده داشت.برنامه های هنری محمودی خوانساری با اقبال مردم شیراز روبرو و به سرعت چهره ای شناخته شده به شمار آمد.این هنرمند در نیمه ی دوم سال 1338 به تهران مراجعت و به دعوت شادروان داود پیرنیا در برنامه ی مشهور "گلها" به همکاری پرداخت.اولین کار هنری محمودی خوانساری "برگ سبز شماره ی 56" بود و از آن پس آثار ارزنده ی متعددی را تحت عناوین:"گلهای رنگارنگ,برگ سبز,شاخ گل و گل های تازه" در کنار اساتید و هنرمندان بزرگی چون شادروان:مرتضی محجوبی,احمد عبادی,حبیب الله بدیعی,پرویز یاحقی,همایون خرم,حسن کسائی,جلیل شهناز,فرهنگ شریف و شادروانان لطف الله مجد و رضا ورزنده به وجود آورد.

محمودی خوانساری در آواز از صدائی گرم و سبکی مخصوص به خود برخوردار بود.وی ضرب را خوب می شناخت و می نواخت و در اجرای قطعات ضربی احاطه ی کامل داشت و به سه تار نیز علاقمند و آشنا بود.وی در اثر مطالعات مستمر در امر شعر و موضوع تلفیق شعر و هنر آواز شناخت عمیقی در این کسب نموده بود که در آثار جاودانه ی وی این تاثیر به خوبی مشاهده می شود.

محمود محمودی خوانساری از سال 1349 در برنامه ی "نوائی از موسیقی ملی" که با سرپرستی اسد الله ملک و همکاری دکتر منوچهر جهانبگلو تدارک می یافت همکاری فعالانه ای را آغاز نمود. "نوائی از موسیقی ملی" به سرعت در میان هنر دوستان و عاشقان موسیقی اصیل مقبولیت یافت و ترانه های ارزنده و به یاد ماندنی "مرغ شباهنگ" در مایه افشاری,"میخانه" در مایه دشتی,"سکوت و مستی" در سه گاه هر سه از ساخته های با ارزش اسد الله ملک و "لاله ی پرپر" ساخته ی فرهنگ شریف,حاصل همکاری محمودی خوانساری با برنامه ی "نوائی از موسیقی ملی" طی این سال ها می باشد.طی مصاحبه هائی که با محمودی خوانساری به عمل آمده,وی همواره عنوان می داشته که قبیله اش همه از عالمان دین بوده اند و به دلیل همین قرابت و وابستگی زندگی و آثار هنری وی مشحون از جنبه های روحانی و عرفانی بوده و از معنویت خاصی برخوردار می باشد.این هنرمند آزاده از شرکت در محافل و مجالسی که با روح هنر واقعی مغایرت داشت دوری می جست و در جهت اعتلای هنر خود تلاشی وافر داشت.استاد محمودی همواره خود را یک طلبه می دانست و با تواضع عنوان می داشت که از همه ی بزرگان موسیقی ایران کسب فیض کرده و همه را استاد خود بشمار می آورد,استاد فرزانه با وجود فرصت های بسیار مناسبی که وی را قادر به استفاده در امور مادی در سطحی بالا قرار می داد,با اعتقاد به این که هنر یک ودیعه ی الهی است هرگز خود را آلوده ی موقعیت های کاذب نکرد و در انزوا و بی نیازی کامل زندگی را سپری و سرانجام در دوم اردیبهشت ماه سال 1366 هجری شمسی دنیای فانی را ترک و روحش به گلشن رضوان پرواز نمود.روانش شاد.

حضور گسترده و بی سابقه ی علاقمندان به هنر و آواز موسیقی اصیل و سنتی و توده ی مردم در مجالس متعددی که به مناسبت درگذشت این هنرمند دل سوخته برگزار گردید و نیز تجلیل بی سابقه ی رسانه های گروهی از استاد محمودی خوانساری خود گواه بر وجود صفات بارز فوق الذکر نزد این هنرمند والا بوده است.

(عکس فوق از محوطه ی خانقاه صفی علیشاه میباشد جائی که زنده یاد محمودی خوانساری روی در نقاب خاک کشید.)

منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران-جلد اول

تالیف : حبیب الله نصیری فر

انتشارات : راد

***

استاد از زبان حسين معيني کرمانشاهي (فرزند رحيم معيني کرمانشاهي):

محمودي خوانساري سال 1312 در خانواده اي مذهبي ديده به جهان گشود. پدرش حجه الاسلام سيد جمال الدين محمودي از روحانيون خوشنام و فروتن خوانسار بود و تسلّط نسبي شادروان محمودي خوانساري بر زبان عرب و تعليمات ديني را مي توان حاصل 13 سال زندگي در کنار پدر بزرگوارش دانست. وي پس از فوت پدر، يعني مقارن سال 1326 خوشيدي به تهران آمد و در دبيرستان اديب به ادامه تحصيل مشغول شد و در طول اين دوران يک لحظه از زمزمه کردن و آواز خواندن، آن هم به صورتي کاملآ خود جوش و فطري غافل نشد. از سال 1335 مي توان به عنوان سال تحوّل و دگرگوني در زندگي هنري محمودي خوانساري نام برد. زيرا در محفلي با شادروان ابوالحسن صبا آشنا گرديد و از پيشنهاد ايشان مبني بر فراگيري علمي رديف موسيقي ايران استقبال نمود و اين تمرين و ممارست تا پايان عمر استاد صبا ادامه يافت.

سال 1338 به دعوت داوود پيرنيا، بنيانگذار برنامه گلهاي جاويدان، گلهاي رنگارنگ، يک شاخه گل، برگ سبز و گلهاي صحرايي، در استوديو گلها شروع به فعاليت نمود و رسمآ اولين کار هنري خود را در برنامه برگ سبز شماره 56 ضبظ نمود. از آن پس شادروان محمود خوانساري در کنار اساتيدي چون مرتضي خان محجوبي، احمد عبادي، حبيب الله بديعي، جواد معروفي، حسن کسائي، پرويز ياحقي، جليل شهناز، رضا ورزنده، منصور صارمي و فرهنگ شريف به خلق آثار ماندگار موسيقي اصيل ايراني همت گماشت. ثلث آخر زندگي اين استاد فرزانه و خواننده صاحب مکتب در کنار اسد الله ملک هنرمند ارزشمند سپري شد. خوب به خاطر دارم که عصر روز يکشنبه ششم مهرماه 1348 آقاي اسد الله ملک به منزل ما در تهران پارس آمدند. معلوم شد که برنامه اي با عنوان نوايي از موسيقي ملي به همت شادروان دکتر منوچهر جهان بلگو در حال شکل گيري و تدوين است که در اين برنامه محمودي خوانساري براي اولين مرتبه اقدام به اجراي ترانه خواهد نمود. به همين مناسبت از پدرم خواست که بروي آهنگي که بر روي آهنگي که در نغمه افشاري ساخته بود ترانه اي بسرايد. از زمان نواختن ملودي تا سرودن ترانه اي با عنوان مرغ شباهنگ کمتر از پنجاه دقيقه طول کشيد که حاصل اين فعاليت مشترک پس از 29 سال و به بهانه يازدهمين سال درگذشت اين استاد نامي، بار ديگر به همت آقاي حسن اکبراف در اختيار دوستداران هنر واقعي و اصيل اين مرز و بوم قرار مي گيرد.

يازده سال از درگذشت اين هنرمند فرزانه و فروتن گذشت. استادي که ادب و انسانيت را سرلوحه رفتار خويش قرار داد. خواننده اي که به داشتن صداي تنها اکتفا نکرد و همّ و غم خود را صرف بکارگيري صحيح اين وديعه الهي نمود. خواننده اي با سوادي که امر آواز را به مفهوم کامل مي دانست تا جايي که هنگام خواندن و تلفّظ ابيات متنوع شعر فارسي، با شيوه اي مختص خويش کلمات را معني مي کرد و با تکرار و تکيه بر جمله اميد من، اميد تازه اي در جسم و جان مشتاقان موسيقي اين مرز و بوم مي دميد.

هنرمند نازنيني که هرگز در ازاي دستمزد، ناله بي غمي سر نداد و در عين نيازمندي، وارسته و بي نياز عمر خود را در گوشه انزوا سپري نمود و سر انجام روز چهارشنبه دوم ارديبهشت ماه 1366، به صورتي ناگوار، مظلومانه و ناباورانه از غم زيستن نجات يافت و حيات مجددي را آغاز نمود. با اميد شناخت قدر و منزلت چنين نوابغي در محيطي بهتر.

 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 14:0  توسط معین شالی بیک  | 





 
  بالا