همه چیز درباره ی زنده یاد محمودی خوانساری
 
Wellcome To Mahmoud Mahmoudi Khansari's Site
با سلام خدمت شما دوستان عزیز و عاشقان موسیقی.

همانطور که مطلع هستید بدون هیچ دلیلی وبلاگ استاد حبیب الله بدیعی که توسط اینجانب مدیریت می شد بسته شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! از دوستان عزیز که تمایل دارند که دوباره وبلاگ استاد راه اندازی بشه خواهشمندم که نظرات خودشون را اینجا بیان کنند و با لایک کردن صفحه ی استاد در فیس بوک با عنوان Mastero Habibollah Badiei به بنده ی حقیر جهت راه اندازی دوباره ی وبلاگ و ادامه ی آن قوی تر از گذشته دلگرمی دهند.

در جستجویی که الن مشغول آن بودم عکس های استاد را دیدم که برای تهییه ی آن ها مدت ها زحمت کشیده ام و در وبلاگ قرار داده بودم، اما متاسفانه دوستان بدون هیچ اسم بردنی از وبلاگ منبع (یعنی وبلاگ قدیمی استاد حبیب الله بدیعی با مدیریت اینجانب) و با تایپ اسم وبلاگ خودشان بر روی عکس موجب ناراحتی بنده شدند.

با تشکر

مدیریت وبلاگ استاد حبیب الله بدیعی - معین شالی بیک

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391ساعت 11:44  توسط معین شالی بیک  | 
با سلام خدمت همه ی دوستان عزیز و گرامی

نمیدونم اصلاْ چی شد که وبلاگ استاد را بستن!!!!!!!!!!!!!!! نه مطلب سیاسی درونش بود و نه چیزهای بتذل. جدی واسه چی بستنش؟!!!!!!!! اما بازم اومدم و با همون عشق قدیمی و در همین محیط بلاگفا هم اومدم تا به همگان ثابت بشه استاد حبیب الله بدیعی نامش بالاتر از این حرفاست. ایشالله عمری باشه میخوام سایت رسمی که شایسته ی استاد باشه راه اندازی کنم.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1391ساعت 12:36  توسط معین شالی بیک  | 

با سلام

این وبلاگ به زودی به روز خواهد شد.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 10:56  توسط معین شالی بیک  | 

با سلام

مدت هاست به علت مشغله های فراوان زندگی که خودمان برای خود درست می کنیم گرفتارم ولی تا جایی که بتوانم دست از این کارهای لذت بخش نظیر آپدیت وبلاگ نمی کشم.همچنین ذکر چند نکته را ضروری می دانم:

۱-وبلاگ استاد محمود محمودی خوانساری نیاز به یک یا دو همکار دارد.عزیزانی که مایل به همکاری با بنده ی حقیر را دارند لطفا با آدرس زیر با بنده تماس حاصل نمایند:

habibollah.badiei@gmail.com

2-از تمامی عزیزان خواهشمندم تنها با این ایمیل با بنده تماس حاصل نمایند و چنانچه با ایمیل قبلی تماس برقرار کنند به آنها جواب داده نخواهد شد چرا که آن ایمیل خراب است. 

********************

**********

********************

اما در این پست قصد دارم آهنگی بسیار زیبا از استاد محمودی خوانساری را که با همراهی استاد فرامرز پایور و به صورت خصوصی اجرا شده را برایتان قرار دهم.

محفل خصوصی-در حضور جمعی از استادان بنام موسقی

آواز : محمود محمودی خوانساری

سنتور : فرامرز پایور

دانلود

--------------------------------------------------------

در پایان آهنگی از استاد غلامحسین بنان برایتان قرار داده ام.

آمد اما در نگاهش

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 21:22  توسط معین شالی بیک  | 
گلهای تازه-برنامه ی شماره ی ۲۷

گریه ی پنهان

آواز محمود محمودی خوانساری-در دستگاه شور

باهمکاری هنرمندان:محمودی خوانساری,حبیب الله بدیعی,منصور صارمی و جهانگیر ملک.غزل ها از علی اشتری.گوینده:فخری نیکزاد.صدابردار:محمد جهانفرد.

***

دکلمه ی فخری نیکزاد:

عمری ز سوز آتش هجران گریستم                                         تا یک شبت نشسته به دامان گریستم

از چشم دلفریب تو در هر گذرگهی                                                   پیدا عتاب دیدم و پنهان گریستم

آقایان حبیب الله بدیعی و منصور صارمی درآمد شور را آغاز می کنند.

ادامه ی دکلمه:

گه تنگدل چو غنچه نشستم میان باغ                                          گاهی چو ابر بر سر بستان گریستم

تا ننگرد سر شک مرا کس میان جمع                                       همچون بنفشه سر به گریبان گریستم

نوازندگان هنرمند چهار مضرابی را آغاز می کنند.

ادامه ی دکلمه:

دوشم حبیب و باده و گل بود و من ز شوق                              پیش رخش چو شمع شبستان گریستم

لب بر لبش نهادم و اشکم ز دیده ریخت                                            بر روی گل چو ابر بهاران گریستم

آقای بدیعی به چهار مضراب ادامه می دهد و سپس فرود می آید.

آواز محمودی خوانساری:

عمری ز سوز آتش هجران گریستم                                     (تا یک شبت نشسته)۲ به دامان گریستم

(از چشم دلفریب تو)۲ در هر گذرگهی                                               پیدا عتاب دیدم و پنهان گریستم

گه تنگدل چو غنچه نشستم میان باغ                                          گاهی چو ابر بر سر بستان گریستم

تا ننگرد سر شک مرا کس میان جمع                                       همچون بنفشه سر به گریبان گریستم

دوشم حبیب و باده و گل بود و من ز شوق                              پیش رخش چو شمع شبستان گریستم

لب بر لبش نهادم و اشکم (ز دیده ریخت)۲                                    (بر روی گل)۲ چو ابر بهاران گریستم

 دکلمه ی فخری نیکزاد:

(ای یاد او)۲ بی روی او عشقم تویی نازم تویی             ای جام می دور از رخش پیوسته دمسازم تویی

بی رویش ای صهبای من گر تو نباشی وای من                    ای خنده ی مینای من با دل هم آوازم تویی

با یاد آن جان جهان گر پر کشم تا آسمان                                 ای باده ای آرام جان پرهای پروازم تویی

تصنیف محمودی خوانساری:

(ای یاد او)۲ بی روی او عشقم تویی نازم تویی         (ای جام می دور از رخش)۲ پیوسته دمسازم تویی

بی رویش ای صهبای من گر تو نباشی وای من               ای خنده ی مینای من (با دل هم آوازم تویی)۲

با یاد آن جان جهان گر پر کشم تا آسمان                             (ای باده ای آرام جان پرهای پروازم تویی)۲

(ای ساقی عشق آفرین)۲ بر تو هزاران آفرین            تا کس که کرد آخر چنین (مست و سراندازم تویی)۲

***

گوینده ی مرد از رادیو:

برنامه ای که شنیدید گلهای تازه ی شماره ی ۲۷ بود که در شور اجرا شد.

دانلود

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 1:14  توسط معین شالی بیک  | 

محمودی خوانساری یکی دیگر از سوختگان عالم هنر

نه که تنها دل ما از غم او خونین است

ساقی و جام و می و گل همه خونین جگرند

هنر,پرتو فروزان دل های مشتعل هنرمندانی است که به زندگی حیات می بخشند و به چهره ی دژم و خالی از احساسات زمانه بوسه می زنند,تا مگر او را بر سر مهر آورند و رنگ تبسمی بر لب های او بنشانند.

به نقل از بانوئی هنرشناس و نکته سنج,به این گفته ی "ماکسیم گورکی" می اندیشم که:"نظرات و شخصیت وجودی هر هنرمند,زیباتر و متعالی تر از هنری است که ارائه می دهد‍."

به راستی چنین است,زیرا جلوه ها و پدیده های هنری هر هنرمند,با هر معیار و سنجش,تنها بازتابی از آئینه ی پر جلای وجود اوست.فی المثل آفتاب جهانتاب,اگرچه حاوی حرارت و نور و زندگی است ولی واقعیت وجودی خورشید و گدازش درونمایه های پر التهاب آن,موضوع دیگری است که تمثیلی شاعرانه بر گفتار فوق و نقش هنر و هنرمند است.

انسان در پهن دشت و گستره ی جهان هستی,غریبی است بی سر وسامان,موجودی آواره و بی خبر از سرنوشت خود که نه تنها مرعوب حوادث زمینی و آسمانی,که درمانده ی غرائز کوبنده و ناخواسته ی خویش است.تنها نور امیدی که در این برهوت و کویر زندگی به چشم می آید پرتو فروزنده و گرمی بخش هنر است که این موجود حیرت زده و مغموم را به خویش مشغول می دارد تا رنج های توان فرسایش را به یاد بهشت گمشده ی خویش از یاد ببرد.

هنرمندان که تاجی از فقر و افتخار بر سر دارند,در زیر این گنبد فیروزه گون,چنان مجذوب الهامات بی کران خویشند و محو و مدهوش اندیشه های لاهوتی خود,که جز به پیام های آسمانی که از ماوراء جهان آفرینش می تراود,نمی اندیشند و هیچ یک از مظاهر و ظواهر فریبنده ی زندگی آنان را نمی فریبد.

یکی دیگر از سوختگان عالم هنر,محمودی نازنین بود که با آوای ملکوتی خویش,چهره ی خشن و تاریک زمانه ی ما را روشنی و طراوت می بخشید.آن نغمات و تحریر های لطیف و غوغا برانگیز,همراه با آن منظومه های پرشور و عارفانه که از دل سوخته و جان ملکوتی اش بر می خاست,همچون آذرخشی بود که بر دل مشتاقان و خرمن جان صاحبدلان عاشق می نشست.

صرف نظر از ذوق هنری و تسلط شگرفی که به ردیف های موسیقی و نحوه ی اجرای آن ها داشت,به پیری عارف و خلوت گزیده ای دست از جان و جهان شسته می مانست که جز در بر ارباب معرفت حضور نمی یافت و همواره با کرم درویشانه و بی نیازی های بزرگوارانه ی خویش,بر چهره ی ارباب بی مروت دنیا پوزخند می زد,و چه مایه درد آور است و حیرت برانگیز که این گرانمایگان و دسته گلهای برگزیده ی خدا,به طوفان پرخاشجوئی ها و نادانیهای بی پایه و اساس گروهی از همنوعان متعصب خویش به خاک تباهی در می غلطند و روی از ما فرو می پوشند.

گناه دیگران را به گردن گرفتن,و تا پای جان ایستادن,مقوله و بحث حیرت آور دیگری است که آن عزیز به آئین جوانمردان و فتیان عالم افزود و روی از همگان برتافت.آری هنگامی روی از ما فرو پوشید که نغمات مسحور کننده ی او از دل سوخته ای بر می آمد که آیت شیفتگی و کمال و مظهر نجابتی اثیری و آسمانی بود.هنوز دیری نپائید که دوست همراه و هم نوایش اسد اله ملک,نوازنده ی چیره دست ویولن که تمام ایام جوانی را با هم سپری کرده بودند بدو پیوست.

منبع : از پشت دیوار های خاطره

نویسنده : بیژن ترقی

انتشارات : بدرقه جاویدان

همایون

شعر از : سعدی

آواز : زنده یاد محمود محمودی خوانساری

نوازندگان :

جواد معروفی : پیانو

حبیب الله بدیعی : ویولن

منصور صارمی : سنتور

جهانگیر ملک : تنبک

دانلود

ز دستم بر نمی خیزد که یک دم بی تو بنشینم

 به جز رویت نمی خواهم که روی هیچ کس بینم

من اول روز دانستم که با شیرین درافتادم

که چون فرهاد باید شست دست از جان شیرینم

 |+| نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 22:6  توسط معین شالی بیک  | 

سلام

هنوز دقایقی از پست قبلیم نمیگذره که قرار دادن این پست را بر خود واجب دونستم.

داشتم یه گشتی در وبلاگ های دیگر میزدم که به مجادله هائی برخوردم.برای همین تصمیم گرفتم مقاله ی دوست بسیار عزیزم آقای فرید دهدزی را در وبلاگ قرار بدم چرا که اگرچه از تاریخ نوشتن این مقاله مدتیه که میگذره ولی موضوعش هنوز زنده است و قابل بحث.پس لطفا آن را کامل بخونید و در نظرات حتما درباره ی آن بنویسید.

*****

۱ _ در حدود نیم‌ قرن اخیر که جوانب موسیقی سنتی به ‌واسط تحول و تعدد رسانه‌ها، جنبه علمی و آشکاری یافته و از سطح تخصصی، به سطح عام راه پیدا کرده است، همواره موسیقی‌دانان ما از جفاهای مسئولان فرهنگی به موسیقی و نیز خفقان حاکم بر موسیقی حکایت و شکایت‌ها سر داده‌اند و وضعیت نابه‌سامان موسیقی را با این تحریم و تحدیدها مرتبط دانسته‌اند. آنان موسیقی را نه در شرایط بهبود و به‌سامان، بلکه در شرایط حیات و ممات خوانده‌اند. یعنی سخن بر سر این نیست که موسیقی باید پیشرفت کند، بلکه سخن بر سر این است که «این خرده میراثی که وجود دارد، به‌نحوي پاسبانی و پاسداري شود...!»

 ۲ _ برای آسیب‌شناسی یک پدیده شناسایی علل و عوامل بیرونی یک ضرورت است، اما کافی نیست. چراکه همواره باید به کاوش در قابلیت و پتانسیل‌های درونی نیز پرداخته شود. غفلت از عوامل درونی و ارجاع و اکتفا به شرایط و عوامل بیرونی برای شناسایی علل و عوامل آسیب‌ها،.....

برای ادامه ی مقاله به ادامه ی مطلب مراجعه کنید.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 3:6  توسط معین شالی بیک  | 

گلهای تازه-برنامه ی شماره ی ۱۹

نماز شام غریبان

آواز محمود محمودی خوانساری-در افشاری

باهمکاری هنرمندان:محمودی خوانساری,اسد الله ملک,منصور صارمی و امیر ناصر افتتاح.اشعار از حافظ.گوینده:فخری نیکزاد.صدابردار:محمد جهانفرد.

***

دکلمه ی فخری نیکزاد:

در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد                                                     حالتی رفت که محراب به فریاد آمد

از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار                                     کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد

اسد الله ملک درآمد افشاری را آغاز می کند و سپس به همراهی تنبک قطعاتی ضربی نواخته و سنتور هم به آنان می پیوندد.

ادامه ی دکلمه:

نماز شام غریبان چو گریه آغازم                                                       به مویه های غریبانه قصه پردازم

به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار                                                 که از جهان ره و رسم سفر براندازم

من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب                                                    مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم

 آواز محمودی خوانساری:

نماز شام غریبان چو گریه آغازم                                                       به مویه های غریبانه قصه پردازم

به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار                                                 که از جهان ره و رسم سفر براندازم

من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب                                                    مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم

به جز صبا و شمالم نمی شناسد کس                                      عزیز من که به جز باد نیست دمسازم

هوای منزل یار آب زندگانی ماست                                                   صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم

دکلمه ی فخری نیکزاد:

نماز شام غریبان چو گریه آغازم                                                       به مویه های غریبانه قصه پردازم

به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار                                                 که از جهان ره و رسم سفر براندازم

من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب                                                    مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم

به جز صبا و شمالم نمی شناسد کس                                      عزیز من که به جز باد نیست دمسازم

هوای منزل یار آب زندگانی ماست                                                   صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم

***

گوینده ی مرد از رادیو:

برنامه ای که شنیدید گلهای تازه ی شماره ی ۱۹ بود که در افشاری اجرا شد.

آواز افشاری(گلهای تازه ۱۹-محمود محمودی خوانساری-اسد الله ملک-منصور صارمی-امیر ناصر افتتاح)

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 23:49  توسط معین شالی بیک  | 

با سلام خدمت همه ی عزیزان خودم

در این پست هدفم فقط پذیرائی از دوستان عزیز خودم هست نه چیز دیگه.پس دانلود کنید و لذت ببرید(سه دشتی با سه حال متفاوت و بی نظیر).

********************

آواز دشتی-محفل خصوصی(محمود محمودی خوانساری-حبیب الله بدیعی-فضل الله توکل-جهانگیر ملک)

 

********************

گلهای تازه ۳-آواز دشتی

(محمود محمودی خوانساری-حبیب الله بدیعی-منصور صارمی-فرهنگ شریف-جهانگیر ملک)

 

********************

برگ سبز ۱۴۹-شور و دشتی

(محمود محمودی خوانساری-پرویز یاحقی-رضا ورزنده)

 

هر لحظه به کامتان باد.

 

 |+| نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 2:53  توسط معین شالی بیک  | 

تورج نگهبان

 

رفت و نوای غم ز طنین ترانه ی من نشود

رفت و کلامی هم دل من,دگر از غم او,نسرود

 

 

در تاریخچه ی موسیقی رادیو و به ویژه گلها,نام چهار تن ترانه سرای بزرگ و نامدار از نسلی که پس از رهی معیری درخشیدند,جاویدان است:رحیم معینی کرمانشاهی(1300),سید اسماعیل نواب صفا(1302),بیژن ترقی(1309) و تورج نگهبان(1311).این چهار ترانه سرا و شاعر بزرگ,آفریننده ی زیباترین متون موسیقی با کلام در سالهای 1360-1320 و بعد از آن بوده اند.

در بین این بزرگان,تورج نگهبان موقعیت ویژه ای دارد که مربوط به انعطاف پذیری خاص او در کار با آهنگسازان متعلق به سبک های مختلف است:از موسیقی فاخر "گلها" تا موسیقی همه گیر "پاپ";و هر اثر در نوع خود,شیوا و زیبا و به یاد ماندنی.نگهبان تنها ترانه سرایی است که برای پنج نسل از خوانندگان (ملوک ضرابی,بنان,رشیدی,پروین, … تا فریدون فروغی و بهزاد) ترانه سروده و به لطف قریحه ی عالی و طبع روان خود,حال و هوای هر نوع موسیقی و صدای افراد مورد نظر دریافته است.

گذری کوتاه در احوالات تورج نگهبان:

زمان تولد:6/2/1311

مکان تولد:اهواز

تحصیلات :

در دانشگاه تهران:از سال  1337-1334 رشته ادبيات انگليسی؛از سال 1339-1337 دانشکده حقوق؛ از سال 1344-1341 دانشکده ادبيات و علوم انساني رشته علوم اجتماعی؛ از سال 1350- 1348 در همين دانشکده رشته فوق ليسانس جامعه شناسی  که آخرين مدرک تحصيلی وی از دانشگاه تهران می باشد.

شروع کار :

نگهبان ترانه سرايی را از سال 1328 با شعری بر روی آهنگ همايون خرم آغاز کرد در همان اوان ترانه ديگری روی  آهنگ مسعود ميثاقيان آهنگساز و نوازنده سنتور ساخت که با صدای گرم منوچهر همايون پور اجرا و پخش گردي(آهنگی در مایه ی افشاری به نام ناز بی جا مکن).

کارنامه هنری :

 بيش از 700 ترانه برای ملوک ضرابی ، دلکش ، مرضيه ،الهه ، فرح ،آذر ، هما ، پروين ، پوران ، عهديه ، هايده ، مهستی ، بنان ، ايرج ، وفايی ، گلپا، رفيعی ، محمد نوری و گوگوش.

تورج نگهبان همکاری خود را با برنامه گلها از سال 1340 آغاز کرد و از همکاران هميشگی آن بود.

از سال1341-1337 معاون اداره مطبوعات اداره کل انتشارات و راديو  و در سالهای 1357-1341 سرپرست روابط عمومی و انتشارات سازمان صنايع دستی ايران بوده و اين اواخر دست اندر کار انتشار مجله دستاورد در زمينه هنرهای دستی ايران و نيز انتشار مجله صدا بوده است.

 وی سالها کار تدريس جامعه شناسی عمومی در دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی قزوین به دانشجويان دوره ليسانس وتدریس روش تحقيق در مدرسه عالی مدد کاری  به دانشجويان دوره ديپلم رابه عهده داشته است.

 بعضی از کارهای وی ازین قرارند:

رفت و نوای غم ز طنین ترانه من نشنود (مرضیه) / آهنگ از همایون خرم

روزگاری ای آشنای من همنوای من بودی همه شب (مرضیه) / آهنگ از استاد حبیب الله بدیعی

نامهربونی نمیخواهی بدونی (الهه و هایده) / آهنگ از محمد حیدری

بعد از تو هم در بستر غم می توان خفت (مهستی) / آهنگ از همایون خرم

درآن شب سرد پاییز (پروین و بهرام حصیری و ایرج بسطامی) /  آهنگ از همایون خرم

عشق من بر تر از اندیشه خود در خیال از تو بتی ساخته بود (پروین و بهراهم حصیری) / آهنگ از همایون خرم

رهگذار عمر سیریست در فضای روشن وتاریک (داریوش اقبال) /  آهنگ از بابک افشار

در روح و جان من می مانی ای وطن (محمد نوری) / آهنگ از محمد سریر

شبامون آخ که چه تاریک وچه سرده(مهستی و داریوش اقبال) / آهنگ از صدرالدین مهوان

منم آنکه برای تو می میرد نفسم ز خیال تو میگیرد (هایده) / آهنگ از محمد حیدری

در حریر گیسوانت دل زمانی خانه می کرد (ویگن) / آهنگ از بابک افشار

یاران (داریوش اقبالی) / آهنگ از زمانی

سرود آفرینش (داریوش) / آهنگ از وحید

اما بشنوید از زبان خود او:

-در همان اوان که با آقایان همایون خرم و مسعود میثاقیان همکاری داشتم,کم و بیش با یکی دو ماه اختلاف,بر روی آهنگ های آقای امین الله رشیدی نیز کلام می گذاشتم.این همکاری موجب شد میان آقای همایون خرم و آقای رشیدی,پیوندی برای همکاری به وجود آید و ما کار رسمی و جدی خود را در رادیو آغاز کنیم.

-علاوه بر نخستین همکاری ها که برای صدای خانم شمس و بعدها برای صدای خانم رؤیا با آقای حبیب الله بدیعی داشتم,چندین ترانه هم به اتفاق خانم اشرف السادات مرتضایی نظیر "بیا بیا دل ستمدیده ی مرا عاشق تر کن" یا "روزگاری ای آشنای من همنوای من بودی همه شب" ساختم.

-با آقایان حشمت الله سنجری,فرامرز پایور,عماد رام و محمد حیدری نیز همکاری داشته ام.آقای محمد حیدری اولین بار همکاری خود را با معرفی خانم الهه به همراه من آغاز کردند.

-مضامین ترانه هایی که سرودم عرفانی,عاشقانه<میهنی,و گهگاهی تصویرگری باکلام می باشند.برای مثال ترانه ی "تصویری در خیال" که با صدای خانم پروین و آهنگ همایون خرم بود,از انواع عرفانی است ویا ترانه ی "بستر غم" با صدای خانم مهستی از نوع عاشقانه می باشد.

-ترانه های دیگری نیز سرودم نظیر:"ایران ایران","جشن تولد","عروسی"و... .

-به طور کلی اولین گامهای ترانه سراییم,با مهندس همایون خرم و امین الله رشیدی,در بنیاد فکری و احساسیمان ریخته شد.ولی با تمام آهنگسازان,به غیر از دوست بسیار عزیزم,هنرمند عالیقدر آقای تجویدی و زنده یاد استاد خالدی,کارهای مشترکی داشته ام.همچنین با تمام خوانندگان به استثنای دوست صوفی مرامم خانم حمیرا کار کرده ام.بعد از این هنرمندان,با آقایان مجید وفادار,پرویز یاحقی,حبیب الله بدیعی و برادران لشکری ترانه های مشترک زیادی داریم.با استاد جواد معروفی,اسناد مرتضی خان محجوبی و دیگر آهنگسازان کار کرده ام.

-"گلهای 510" در مایه ی مخالف سه گاه با آواز الهه:"آمدی که با دلم گفتگو کنی" آهنگی است ساخته ی همایون خرم که علاوه بر ایشان,آقایان زنده یاد حبیب الله بدیعی و پرویز یاحقی این ترانه را نمونه ی کامل تلفیق شعر و آهنگ می دانستند.

 --------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در پایان از دوستان عزیزم که در این پست با بنده همکاری داشته اند,آقایان پوریا مقدری پور و ساغر,نهایت تشکر را دارم.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

برخی از کارهای استاد تورج نگهبان

مصاحبه ی تصویری با استاد تورج نگهبان

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 3:6  توسط معین شالی بیک  | 





 
  بالا